1در سازه های فولادی، تیرهای قاب خمشی به دلیل این که عضو شکل پذیر سازه می باشند، از نقش حائز اهمیتی برخوردار هستند. ظرفیت تیرهای فولادی متعارف از کمترین ظرفیت پلاستیک و ظرفیت کمانش جانبی-پیچشی محاسبه می شود. به منظور دست یافتن به ظرفیت پلاستیک تیرها، وقوع کمانش جانبی-پیچشی با استفاده از مهارهای جانبی-پیچشی به تعویق انداخته می شود تا ظرفیت پلاستیک مقطع حاکم شود. در بعضی از سازه ها امکان جانمایی مهارهای جانبی-پیچشی مناسب وجود ندارد؛ به همین دلیل، اجرایی بودن بعضی از تیرها با چالش هایی مواجه است. راهکار مناسب برای رفع این چالش، استفاده از مقاطع دوبل ناودانی به جای مقاطع I شکل و استفاده از قیدهای متصل کنندۀ ناودانی ها به یکدیگر به جهت بالابردن ظرفیت کمانشی مقطع است. در این مطالعه، چندین قید میانی جهت اتصال تیرهای دوبل ناودانی به یکدیگر در نظر گرفته شدند و از بین آن ها، قید میانی با بهترین عملکرد به عنوان قید میانی مناسب، جهت اتصال دوبل ناودانی ها به یکدیگر معرفی شدند. در این تحقیق با استفاده از نرم افزار آباکوس به مدلسازی تیرهای دوبل ناودانی و مقایسۀ آن با تیرهای دارای مقطع I شکل پرداخته شده است. جهت اعمال حالت های مختلف بارگذاری، لنگر متمرکز اعمال شده در یک انتهای تیر، به صورت ضریبی از لنگر اعمال شده در انتهای دیگر تیر در نظر گرفته شد. همچنین در این مطالعه، جهت بررسی طول تیرها، چهار طول تیر یعنی 4، 6، 8 و 10 متر استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که از بین طول های متنوع درنظرگرفته شده برای فواصل بین قیدهای میانی اتصال دوبل ناودانی ها به یکدیگر، مقدار طول مهاری استفاده شده برای تیر با مقطع ناودانی تک مناسب می باشد. علاوه بر این، نتایج تحقیق تأیید می کند که قید میانی ملحوظ شده برای اتصال ناودانی ها به یکدیگر دارای عملکرد مناسبی است و منجر می شود که ظرفیت خمشی در تیرهای دوبل ناودانی، مشابه ظرفیت خمشی در تیرهای I شکل متناظر باشد.